. باز آ تا نگاره های بی رنگ مرا در دلِ غم زده ام بینی...
باز آ تا بگویم:
همان شد که تو خاستی...
باز آ تا شرمندگی ام را نثارت کنم..
باز آ تا زندگی ام را فدایت کنم..
تو فقط باز آ....
برچسب:
نویسنده: امیر شریعتی
خسته ام اما ولی چاره ام درد است و سم
خسته ام اما ولی روزگارم سرد سرد
خسته ام اما ولی سرو عشقت سبز سبز
برچسب:
نویسنده: امیر شریعتی
که درین بهار نو بار، انچه میکشد:همین درد
تو خودت طبیب این باش و ز آن مشو مغرور
که کسی به دل نیاید،گر که گیردم تبِ گور
برچسب:
نویسنده: امیر شریعتی
برچسب:
نویسنده: امیر شریعتی